السيد ثامر العميدي ( مترجم : عليزاده )
250
المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( در انتظار ققنوس ) ( فارسى )
ثابت شده تلقى مىكنند . اگر كار انكار به اين سخافت باشد كه اشخاص هرچه در غير زمان يا ديار آنان اتفاق افتاده باشد ، منكر شوند - با آنكه عقل آن را محال نداند - و اگر بنا باشد كه هرچه در پيش چشم مردم اتفاق نيفتد ، قابل قبول نباشد ، بايد مردم حوادث بزرگ را باور نكنند . زيرا حوادث بزرگ ، هر دم و هر ساعت اتفاق نمىافتد و در صورتى كه در قرنى اتفاق افتد ، به آيندگان و مردم پس از آن قرن ، جز از راه خبر متواتر و نقل تاريخ نخواهد رسيد . پس نمىتوان همهى آنچه را كه ما نديديم و از راه گوش بدان واقف مىگرديم ، منكر شد كه اين ، سوفسطايىگرى محض و انكار حقايق است . چنين مردمى لازم است شهرها و مردمى را كه ، خود نديدهاند ، نيز باور نكنند . . . مقالهاى ديدم از أبو عبد الله حسين بن ابراهيم طبرى ناتلى كه در آن ، مقدار عمر طبيعى را معين كرده بود و منتهاى عمر را ، صد و چهل سال خورشيدى گرفته و گفته بود : بيش از اين مقدار ناممكن است ، با آنكه كسى كه به طور مطلق مىگويد : امكان ندارد ، بايد دليل بياورد تا اطمينان حاصل شود . . . اگر ما كمال انسان را داراى سه مرحله بدانيم و مانند ناتلى براى هريك عددى قائل شويم و آخر كار - اگر از ما دليل بطلبند نترسيم - و بگوييم مدت رسيدن به اين كمالات صد سال يا هزار سال است و امثال آن ، آنگاه ميان ما و ناتلى [ در بىدليل سخنراندن و قضاوت كردن ] تفاوتى نخواهد بود . « 1 » * * * [ تعليقه 2 ] ( 2 ) « وايزمن » بيولوژيست آلمانى در اين زمينه سخنى شنيدنى دارد ، او مىگويد : مرگ لازمهى قوانين طبيعى نيست و در عالم طبيعت ، از عمر ابد گرفته تا عمر يك لحظهاى ، همه نوعش وجود دارد . آنچه طبيعى و فطرى است ، عمر جاودانى و ابدى است ! بنابراين ، عمر نهصد و شصت و نه سالهى « متوشالح » « * » ، نه مردود عقل است و نه مردود علم . در همين دورهى ما ميزان طول عمر بالا رفته است و دليلى ندارد كه از اين بالاتر هم نرود و يك روز نيايد كه بشر به عمر نهصد ساله برسد . « 2 »
--> ( 1 ) . آثار الباقية / ابو ريحان بيرونى / صص 78 - 84 / چاپ زاخو / لايبزيك - 1878 ميلادى . ( * ) halesuhteM . ( 2 ) . به نقل از : بازگشت به متوشالح / برناردشاو ر . ك : پانزده گفتار / مجتبى مينوى .